هروله كردن (راه رفتن سریع و با جنب و جوش، شبیه دویدن)
حدیث 1(فی الزیارة الصادرة عن الناحیة المقدسة): ... فلما رأین النساء جوادك مخزیاً و نظرن سرجك علیه ملوّیاً برزن من الخدور... و إلی مصرعك مبادرات.[1]
(در زیارت ناحیه ی مقدسه آمده است):
... آن هنگام كه بانوان اسب تو را دیدند كه خوار و ذلیل گردیده و نگاه كردند به زین اسبت كه كج شده [و در هم پیچیده] است، از حریم و پناهگاه خیمه ها خارج شدند... و به سوی محل كشته شدنت شتابان می رفتند.
حدیث 2 ... و لما سقط الحسین(ع) إلی الأرض خرجت زینب(س) من باب الفسطاط و هی تنادی: وا أخاه وا سیداه... و فی تظلم الزهراء(س): إن زینب(س) لما علمت بالوقعة خرّت مغشیاً علیها، فلما أفاقت من غشیتها ركضت نحو المعركة و هی تارة تعثر بأذیالها و تارة تسقط علی وجهها من عظم دهشتها، حتی انتهت إلی المعركة فجعلت تنظر یمیناً و شمالاً فرأت أخاها الحسین(ع) علی وجه الأرض...[2]
... و هنگامی كه امام حسین(ع) به زمین افتاد حضرت زینب از درب خیمه خارج شد، در حالی كه ندا سر می داد: وای از مصیبت برادرم! وای از مصیبت آقا و بزرگم!
و در كتاب تظلم الزهرا(س) آمده است: وقتی حضرت زینب(س) از واقعه مطلع شد بی هوش بر روی زمین افتاد. آنگاه كه به هوش آمد دوان دوان به سمت معركه رفت و در این حال گاهی پایش به پایین لباسش گیر می كرد و گاهی از شدت مصیبت و دهشت با صورت بر زمین می افتاد. تا وقتی كه به آنجا رسید. در آن لحظه شروع كرد به نگاه كردن به سمت چپ و راست و برادر خود حسین(ع) را دید كه بر روی زمین افتاده است...
حدیث 3 ... إن زینب الكبری(س) أقبلت علی زین العابدین(ع) و قالت: یا بقیّة الماضین و ثمال الباقین قد أضرموا النار فی مضاربنا فما رأیك فینا؟ فقال(ع): علیكن بالفرار. ففررن بنات رسول الله6 صائحات باكیات نادبات[3]...
... حضرت زینب كبری(س) به سوی حضرت زین العابدین(ع) رو آورد و گفت: ای باقی مانده ی از گذشتگان و ای سرپرست و مددكار بازماندگان! اینان در خیمه های ما آتش افروختند. اینك درباره ی ما چه درستوری می فرمایی؟
امام سجاد(ع) فرمودند: بر شما باد به فرار كردن. آنگاه دختران رسول خدا(ص) از دشمنان فرار كردند در حالی كه صیحه می زدند و گریه می كردند و ندبه می نمودند.
--------------------------------------------
[1] ـ بحارالانوار 98/322.
[2] ـ معالی السبطین 2/37.
[3] ـ معالی السبطین 2/83.
برچسب: هروله کردن,هروله,حکم هروله,بالا و,پایین پریدن,روایات هروله,
نویسنده: مهرداد جعفری
تاريخ: پنجشنبه
14 دی
1391 ساعت: 12:28