اینجانب مهرداد جعفری طلبه پایه چهارم این وبلاگ را با توسل به امام باقر و به عشق امام حسین راه اندازی کرده ام.
موسم ایام محرم و عزاداری اباعبدالله حسین که می شود برخی از روی دلسوزی احساس تکلیف می کنند تانسبت به بالابردن شعور در هیات مذهبی تذکر دهند.
این تذکر پیاپی تقریبا به رسمی ثابت و همه ساله در آستانه ماه محرم تبدیل شده است و از سوی نهادهای مسوول و بسیاری از دلسوزان این عرصه مورد توجه قرار می گیرد. اخیرا نیز نقد مراسم سوگواری و برخی شیوه های شعرخوانی و نوحه و سبک و مدل های عزاداری به این تذکر اضافه شده است که البته این دغدغه نیز به جای خود منطقی است .
در اینکه برخی رفتارها و عملکردها در هیات مذهبی قابل نقد است تردیدی نیست. در اینکه شور مجالس مذهبی نیز باید با شعور همراه شود نیز بحثی نیست. اما در این بین یک سوال وجود دارد و آن هم این است که چرا نهادهای مسوول و دلسوزان این حوزه تنها در آستانه ماه محرم به یاد شعور می افتند؟ چرا در۱۱ ماه دیگر سال چنین بحث هائی مطرح نمی شود؟از سوی دیگر تاکید بیش از اندازه بر این که مجالس سوگواری باید همراه با شعور باشد چه معنائی را به ذهن متبادر می سازد؟ آیا واقعن مجالس مذهبی ما خالی از شعور و معرفت است؟
مهمتر اینکه اساسا این تفکیک شور و شعور از کجا آمده است؟ آیا گریه بر اباعبدالله حسین علیه السلام شور است و سخنرانی وعاظ شعور و کسب معرفت؟ چنین تقسیم بندی از کجا آمده است؟ آیا گریه بر اباعبدالله حسین شعور آفرین نیست؟ آیا مصیبت خانی و سوگواری کسب معرفت نیست؟ اساسا معرفت چیست و این ادعا که باید شور همراه با شعور باشد مربوط به چه اموری می شود؟ به گریه بر اباعبدالله الحسین چه چیز باید اضافه کرد تا شعور مجالس بالا رود؟ با فرض اینکه شعور مجالس عزاداری باید بالا رود، چرا دهه اول محرم که می شود همه به یاد شعور می افتند؟
موضوع دیگر نحوه انتقاد از هیئات مذهبی است. نقد عالمانه و دلسوزانه هیئات مذهبی حتمن ضروری است. تردیدی در این نیست. اما شناخت درست این انتقادات نیز بسیار با اهمیت است. به چه دلیل سنت دهها ساله هیئات در کم کردن لباس ها در حسینیه خلاف شان اهل بیت نامیده می شود؟ چه کسی این سنت سابقه دار را خلاف شان می داند؟ در بسیاری از این موارد رجوع به عرف صورت می گیرد.آیا عرف چنین برداشتی از این فرهنگ ریشه دار در سوگواری و نوحه خوانی ایرانی ها دارد؟آیا شعر ذوقی یک مداح را بهانه کردن و به کرات نوحه خانی و زبان حال گفتن های احساسی مادحین را زیر سوال بردن منطقی است؟ اگر چنین حقی لازم است چرا طی ۱۱ ماه دیگر به فکر اصلاح چنین رویه ای که حتمن ریشه های فرهنگی دارد نیستیم و همه آنها را به همین ۱۰ یا۱۲ روز عزاداری ها ابتدای محرم خلاصه می کنیم؟
به نظر می رسد یک نکته بسیار اساسی در برخورد با هیئات مذهبی وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار می گیرد. نکته اول این است که گرچه هیئات مذهبی دارای اشکالاتی است اما نحوه مواجهه با این آسیب ها بسیار حساس است و باید با نهایت دقت و ظرافت وهنرورزی صورت گیرد. برخورد های چکشی و بی محابا ممکن است به اصل هیات و عزاداری لطمه بزند که آسیبی جبران ناپذیر است.
نکته دوم این است که بسیاری از انتقادات بجا به هیئات مذهبی فرهنگی است و یک شبه ایجاد نشده است. نمونه آن ورود کنترل ناپذیر موسیقی و تکنولوژی های صوتی به این مراسم است. اما روش برخورد با این آسیب ها از جنس تذکرات تند در موسم عزاداری ها نیست و نیاز به فرهنگ سازی مداوم و بادرایت توسط علما و بزرگان حوزه و دانشگاه و همچنین نهادهای مسوول دارد.
نهایتا اینکه انتظارمان از این مجالس را باید منطقی کنیم. هیئات عزاداری بدون اشکال نیست اما خروجی این مراسم فراتر از تصور و درک عمومی است. در برکات این مراسم سوگواری آنقدر گفته شده و دیده شده که نیازی به تذکر آن نیست و بر احدی ابهام نیست. اما نکته مهم این است که بسیاری از این برکات ناشی از معجزه اشک در بالا بردن معرفت و محبت عزاداران است. شعور نیز اگر به معنای وعظ و خطابه است زمانی موثر بوده است که در خدمت اشک و سوز و حزن باشد. به تعبیر بسیاری از بزرگان محرم و صفر زمان روضه و نوحه و اشک است. بنابراین نه تنها این اشک و حزن خارج از شعور نیست که بخواهد به آن چیزی به عنوان مکمل اضافه شود بلکه معرفت واقعی نیز در همین جا است. آنچه به عنوان شعور گفته می شود علم اکتسابی است که البته فراگرفتن آن ضروری است و اما صرفا موکول به این مجالس نیست.
برچسب: نقد به هیات,لخت شدن,شعورهیات,
نویسنده: مهرداد جعفری